شهسوار عشق

دو شنبه 5 آذر 1397
11:32
مبین محمدی فخرآباد

طرح #شاعرانه_فخرآبادی

شاعر : وجیهه قطب الدینی

 

شعر : شهسوار عشق

اسفند را, پیر زنِ روستای ما

بحرِ امیدِ آمدنت, دود می کند

آری به عشق وجودت عزیز دل

چشمِ حسودِ زمان کور می کند

هر دانه ی سپند ,که ریزد به آتشی

نفرین به جانِ دشمن و نمرود می کند

چشمش به راه توست به مانند دیگران

شاید بر آتش دلِ خود فوت می کند

گوید درودِ خود به محمد وآل او

بی شک در این معامله هم سود می کند

در هر نماز تو که به ایاک نعبد ش

دستِ نیازِ خود ; سوی معبود می کند

ای شهسوارِ عشق ,به عالم ظهور کن

خورشیدِ عمرِ پیرزن ما غروب می کند

 


موضوعات مرتبط: از زبان شعر

یاد یاران

شنبه 24 شهريور 1397
11:36
مبین محمدی فخرآباد

یاد یاران2

شده بستن همّت والای شعبان  و ابوطالب چه شد

کو حسینم ، کو حسینم از حسین قاسم و اکبر چه شد

از غلامان حسین ، اصغر و عباس اصغر را چه شد

طبل اصغر ، نوحه های پور  اصغر را چه شد

کدخدا ، عبدالرضا ، بابای میدان را چه شد

گریه های بی ریا و اصغر عطشان آن محفل چه شد

(افتخار نصیری فخرآباد)


ضیافتگاه یاران

یک شنبه 18 شهريور 1397
13:30
مبین محمدی فخرآباد

طرح #شاعرانه_فخرآبادی

شاعر : ژولیده

 

شعر : ضیافتگاه یاران

 

ضیافتگاه یاران

امین آباد و هوی باد و بوی مرغزاران است
شنو یکدم دراین صحراپرازبانگ هزاران است
الهی چشمه اش جاری بماند تا قیامت چون
صدای شرشر آبش دوای درد هر جان است
کنار خرمن گندم به هنگام درو بشنو
صدای های وهوی آیدنوای خوشه چینان است
بیاآشفته تر بدرو که ماند گندمی زین بار
به هنگام چرا این هم غذای گوسفندان است
میان کوچه باغ آن بیا یک روز شو مهمان
چنان حال و هوایی خوش به هنگام بهاران است
نمای برج و بارویش اگر آباد تر گردد
مثال کاخ سلطان و سرای شهریاران است
نشین ژولیده با یاران کنار سایه ی برجش
کنار چشمه ی آبش ضیافتگاه یاران است


موضوعات مرتبط: از زبان شعر

شعر فخرآباد سلام (افتخار نصیری)

شنبه 29 مهر 1396
15:46
مبین محمدی فخرآباد

شعر زیبای فخرآباد سلام به قلم شاعر بزرگوار افتخار نصیری تقدیمی به اهالی روستای فخرآباد

 

فخرآباد سلام...

 

فخرآباد ای موطن اجدادی ام

بسترم ای خاک پاکت تربت ام

ای زمین و کوه تو گهواره ام

ای زن و مرد نجیبت محترم

بلکه در صلح و صفا باشی مدام

ای به مردان و زنان رفته ات، از ما سلام

 

شاعر : افتخار نصیری فخرآباد


موضوعات مرتبط: از زبان شعریاداشت ها

سلطان خراسان

یک شنبه 24 مرداد 1395
13:57
مبین محمدی فخرآباد

 

شاه در بگشا گدایت آمده در میزند

گاه گاهی این گدا به صاحبش سر میزند

گاه گاهی دعوتش بنمودی این بار گناه 

رو برای لطف حق پیش تو سرور میزند

گنبدت تا خودنمایی می کند در شهر طوس   

  ماه کی بیرون می شود خورشید کی سر می زند

آب کوثر در زمین است آب سقاخانه ات

آب سقاخانه ات آوای کوثر میزند

خانه جود و کرم باشد حریم پاک تو

هر گدایی در جهان می آید و سر میزند

در گشایی زود به هر بینوای ژنده پوش

نا امید از در نرانی هر که را در میزند

دلبری مانند تو شاها ندیدم راز دار

دل همه راز خودش پیش تو دلبر میزند

 

شاعر فخرآبادی


موضوعات مرتبط: از زبان شعر

رقص امواج

چهار شنبه 5 خرداد 1395
18:2
مبین محمدی فخرآباد

 

(رقص امواج)

آب کوثر زید پاک تو خوردن دارد

دست را دست نگین تو فشردن دارد

مرد مجنون ز غم دوری لیلی ای کاش

تو بفهمی غم دوری تو مردن دارد

همه شب را سخن این است که مهتاب منی

سر به دامان تو مهتاب سپردن دارد

درد هجران و غم یار کشیدن سخت است

درد هجران تو ای دوست کشیدن دارد

طره مگشا که عطر تو چشیدن دارد

رقص امواج به گیسوی تو دیدن دارد

دل به آتش بکشیدم که تو پروانه شوی

شمع محفل شدن از عشق چکیدن دارد

خالق از شکوت گیسوی تو دریا را موج

نقش گیسوی تو زیباست،کشیدن دارد

تو گل و بلبل دشتی چو نسیمی ز بهشت

لا به لای گل و گلگشت وزیدن دارد

بهترین جای دو عالم همه از باغ و بهشت

بی وجود رخ ناز تو رمیدن دارد

شاعر فخرآبادی (ژولیده)

تقدیم به آقا امام زمان (عج)


موضوعات مرتبط: از زبان شعریاداشت ها
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 22 صفحه بعد
به وبسایت رسمی روستای فخرآباد خوش آمدید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به وب سایت رسمی روستای فخرآباد(دهاتما) است. || طراح قالب avazak.ir